الان ساعت ۴و نیمه ک دارم مینویسم الان تو پاسگاه هستم دلم خیلی
جاها پر میزنه .دلم سراغ قدیما رو میکنه سال اول دانشگاه تو اراک
اون رفت و امدا و اون حرف زدنا دلم سال بعدی دانشگاه رو میخواد
سر کلاس رفتنا و خندیدنا و بیخیال بودنا و فقط ب فکر ی نفر بودنا
دلم دوران قبل عروسی مو میخواد دویدن دنبال ماشین عروس و
فیلم بردار و تالار و .... خیلی دوران خوبی بود و گذشت و الان نشستم تو ی
کلانتری و دارم مینویسم و بغض کردم
یاد دوران قبل بخیر
همین
+ بیست و نهم آذر ۱۳۹۶ ساعت ۴:۳۰ ق.ظ توسط من و عشقم
برچسب:
نویسنده: نیما جعفرینژاد
تاريخ: يکشنبه
24 دی
1396 ساعت: 19:53